*‌ وبلاگ همدردی - بزرگترین مرکز مشاوره خانواده و ازدواج تحت وب *

تخصصی ترین وبلاگ در زمینه مشاوره خانواده و ازدواج

*‌ وبلاگ همدردی - بزرگترین مرکز مشاوره خانواده و ازدواج تحت وب *

تخصصی ترین وبلاگ در زمینه مشاوره خانواده و ازدواج

نقاب آرامش ....

 

انسان، بی تردید در حیات اجتماعی خویش از عوامل متعددی تأثیر پذیرفته و خود نیز در یک تعامل دایم با آن ها بر روی محیط اطراف خود اثر گذارده است. در این میان، گاهی برخی از عوامل محیطی، در یک درگیری دایم با انسان چنان ذره ذره او را تحت تأثیر قرار می دهند که وی را از مسیر حرکت طبیعی خویش خارج ساخته، و دچار اختلال های رفتاری می کنند، و او را نگران می سازند. حتی ممکن است این نگرانی از روح و روان او به جسمش سرایت کند و وی را دچار اضطراب دایم نماید، تا جایی که آرامش زندگی از او سلب شود.
افراد زیادی همه روزه به این بلای خانمان سوز گرفتار می شوند و آرام و قرار خویش را از دست می دهند و به مرگ تدریجی گرفتار می آیند. نگاهی به آمار و ارقام منتشر شده از سوی نهادهای پزشکی، روانشناسی و ... به وضوح این خطر را به ما گوشزد می کند. با کمال تأسف می بینیم میزان شیوع بیماری های روانی، به خصوص اضطراب، روز به روز در جوامع مختلف رو به گسترش است و هر روز، انسان های بیشتری به ورطه ی این گرداب می افتند.
فروید(1) معتقد است اضطراب کنونی جهان، بهایی است که بشر امروزی بابت تمدن می پردازد. (2) بنابراین، باید درباره ی اضطراب که یک بیماری روانی است و بیشتر از بیماری های روانی دیگر شیوع دارد، تحقیقی صورت گیرد و عوامل آن، شناسایی شده و با از بین بردن زمینه های به وجود آورنده این عوامل، اضطراب را نابود کرده یا دست کم کاهش داد. در این راستا هر کدام از مکاتب روانشناسی راه حل هایی ارائه کرده اند.

اهمیت این بحث


وقتی در جامعه ای یک بیماری شایع شود، همه در صدد چاره جویی برای درمان پیشگیری از شیوع آن هستند. حال هر چه این بیماری بر روح و جسم افراد آثار مخرب تری داشته باشد، درمان آن پیچیده تر به نظر می رسد. شایسته است همگان با شناختی دقیق از این بیماری، عوامل زمینه ساز آن را از بین ببرند و برای درمان آن، بکوشند.
مفهوم اضطراب در مکتب تحلیل روانی، نقش برجسته ای دارد. فروید اضطراب را «درد روانی» (3) نامیده است؛ یعنی همان گونه که اگر بدن دچار زخم، التهاب و بیماری شود، اولین نشانه آن به صورت تب ظاهر می گردد، اگر فرد دچار مشکل روانی شود، اولین نشانه آن به صورت اضطراب جلوه گر می شود. (4)
پس اضطراب علاوه بر آثار روانی، خود مهم ترین عامل بروز بیماری های روانی دیگر محسوب می شود. اضطراب یک پدیده جهانی است؛ از آن بابت که امروز در دنیای معاصر، میلیون ها مرد و زن و پیر و کودک را می یابید که از این ابتلا رنج می برند. شیوع این بیماری و دامن گیر بودن آن، بر اهمیت تحقیق می افزاید. این شیوع، به گونه ای است که حتی برخی با مراجعه به پزشکان عمومی، خواهان رهایی از این حالت روانی هستند. بر اساس یک بررسی 30 درصد از مراجعان به پزشک عمومی از اضطراب در عذابند. (5)
پس شیوع اضطراب، داشتن آثار مخرب بر روح و روان و حتی جسم افراد، و بروز آن در همه ی سنین، از عواملی هستند که زمینه را برای یک پژوهش در این رابطه فراهم می کنند. از طرفی ادعای جامعیت اسلام و داشتن سخن جدی در زمینه علوم انسانی، ضرورت تحقیق را در حوزه تفکر اسلامی روشن می سازد؛ از این رو با احساس چنین نیازی، بر آن شدیم تا گامی هر چند کوتاه در این زمینه برداریم. از خدای متعال توفیق در این راه را خواهانیم.

ادامه مطلب ...

تعریف و زمان ازدواج

ازدواج مرحله ی مهمى از تشکیل خانواده است که بیس از همه مراسم و رویدادهای زندگى انسان در جنبه های متعدد فردی و زیستى و اجتماعى، امری جهانى و از نظر هدف ثابت و پایدار است. این فرآیند عبارت است از کنش متقابل مرد و زنى که برخى شرایط قانونى را تحقق بخشیده اند. ازدواج، بین فرهنگ و طبیعت تعادل برقرار مى کند و از نوعى تقدس برخوردار است و در مقایسه با سایر روابط انسانى، تمامیتى بى نظیر دارد؛ بدین معنا که ابعاد زیستى، اقتصادی، عاطفى، روانى و اجتماعى زندگى را پوشش مى دهد.(1)
تعالیم اسلام نیز بر نکات فوق در ازدواج تأکید دارد، هرچند برخى را بیشتر مورد توجه قرار مى دهد. اسلام ازدواج را قراردادى با شرایط ویژه مى داند(2) و نسبت به ملل و ادیان دیگر، برای مسلمانان در ازدواج شرایط بیشتری مقرر کرده است، هر چند ازدواج سایر فرهنگها را در ظرف و قالب خود به رسمیت مى شناسد.(3) نکته دوم، استحکام این قرارداد است. در قرآن از ازدواج به عنوان «پیمانى محکم» یاد شده است،(4) و جملاتى که در عقد ازدواج و هم زمان با آن از سوى یک طرف گفته مى شود و طرف مقابل نیز آن را مى پذیرد، نشان از استوارى این پیوند دارد.(5) برخى از این جملات از متن قرآن گرفته شده و بر این استوار است که زن و مرد باید به صورت مناسب و مطلوب به زندگى مشترک خویش ادامه دهند، و در صورتى که بخواهند از هم جدا شوند باید با احسان و نیکى به یکدیگر همراه باشد.(6) در عین حال، پیمان زناشویى محکم ترین قرارداد اجتماعى است که مى توان آن را ناشى از دوستى شدید و رحمت متقابل بین زن و شوهر دانست که قرآن به آن اشاره کرده است.(7) این دوستى، قوی ترین امری است که فرد بر آن اعتماد کرده، والدین، خواهر و برادر و همه خانواده را رها مى نماید و راضى مى شود با فردى که نسبت خونى با او ندارد، زندگى کند و در سختى و آسایش با او شریک باشد. از نشانه هاى مهم خداوند در خلقت انسان، جذبه روان شناختى در وجود مرد و زن است که مى پذیرند از نزدیکان جدا شوند و فرد نا آشنایى را به همسرى برگزیند تا مایه آرامش یکدیگر شوند و رابطه دوستانه ی آنها از هر رابطه دیگر عمیق تر گردد. به نظر مى رسد، زن و مرد تنها در صورت اطمینان به عمق این رابطه و گوارا بودن زندگى مشترک، به ازدواج رضایت مى دهند. این پیمان فطری، بسیار محکم و امرى وراى ارضای جنسى است و اطمینان زن و مرد به یکدیگر بیش از اطمینان افراد به هم در هر رابطه دیگر انسانى است. این امور باعث مى شود ازدواج به پیمان محکمى تبدیل شود.(8)

ادامه مطلب ...

نسل مردان در آینده منقرض می شود!!!

تا بحال شنیده بودیم..مثلا::نسل شیر بنگال در حال انقراض است و یا منقرض شده است! 

 

ولی بگذارید خبری شگفت آور دیگری را هم بگوییم:: 

 

>>یک ژروفسور زن انگلیسی ادعا کرده است: نسل مردان در آینده منقرض خواهد شد!!! 

""جیفر گریوز"" متخصص کروموزم های جنسیتی می گوید: " کروموزم y در مردان رو به زوال است و احتمال دارد ظرف 5 میلیون سال آینده با نابودی کامل این کروموزم.. هیچ موجودی مردی بر روی کره زمین باقی نماند. 

 

وی همچنان می گوید:: هنوز معلوم نیست زمانی که کروموزم y ناپدید شود چه اتفاقی می افتد. انسان ها نمی توانند مثل برخی حیوانات تولید مثل غیرجنسی کنند. 

 

ولی بگذارید من حدس زنم چه می شود:: 

خانوم ها دیگر کسی را پیدا نخواهند کرد ...........(شوخی بود) 

 

انشاالله نسل هیچ یک از دو جنس منقرض نشود...آقایان کمی به خود برسید....وگرنه منقرض می شویم ها!!!!!!!!!!!!

اگر ازدواج کردن..............

امروز مطلبی را می خواندم از دکتر ؛مصطفی تبریزی؛  با این مضمون:: 

 

""اگر ازدواج کردن هم گواهینامه می خواست. خوب بود!"" 

 

براستی اگر برای ازدواج کردن هم سپری کردن مراحل و قواعدی وجود داشت بنظرم دیگر شاهد این همه اختلاف...خیانت....طلاق و... نبودیم. 

 

ما برای رسیدن به یک مرتبه علمی و برای بدست آوردن شغلی سالها با سخت کوشی و عشق تحصیل می کنیم....تا توشه ای داشته باشیم برای ارائه!!!... 

 

وبیشتر ماها هم برای کسب مدرکی میلیون ها پول خرج می کنیم.. 

براستی چرا؟؟؟؟ 

چرا این همه تلاش و پول خرج می کنیم تا مدرکی بگیریم......... 

خب جواب معلوم است برای اینکه در آینده از این مدرک در زندگی و شغل استفاده کنیم و زندگی و  آینده بهتری داشته باشیم . 

 

ولی جایی تعجب در این است!!!   ......  که چرا بسیاری از ماها حتی چند ساعت هم برای انتخاب شریک زندگانی خود وقت نمی گذاریم اگر هم وقتی اختصاص می دهیم این وقت بدون هدف خاصی  است که نتیجه اش هم معلول است. 

 

بخصوص در شیوه همسریابی رایج در جامعه ما(انتخاب بر حسب عشق و علاقه).... بسیاری از تلاش ها و هدف ها جای خود را به احساسات کنترل نشده و یک خطای هاله ای داده است. 

 

خطایی که چشمان ما را از حقایق می بندد.....در معشقوق خود یک ویژگی خوب را می یابیم و آنقدر ان را در ذهن گسترش می دهیم تا اینکه همین رویاهای ذهنی که شکل داده ایم ...به زودی و راحتی جانشین واقعیات می شود. 

 

دوستان "ازدواج" امری بسیار پسندیده است ولی همین امر پسندیده و نیک اگر از روی عدم آگاهی  باشد از نظر من بزرگترین اشتباه فرد در زندگی همین "ازدواج کردن" است!!! 

 

تنها توصیه ای که به عنوان بردار کوچکتر می توانم به جوانان هم سن و سال خودم دارم این است که ......حتما قبل از ازدواج و قبل از جاری شدن پییوند زناشویی......با فردی که در اینده قرار است همسرتان شود به مشاوران و روان شناسان خانواده مراجعه کنید. تا آنان با کلاس های متعدد و با بررسی ها در درجه اول ببینند آیا هر یک از شما توانایی ازدواج را دارید؟؟؟؟ 

 

و در درجه دوم با آموزش های مناسب....شما را آگاهانه وارد یک زندگی مشترک سازنند. 

 

  

آگاهی قبل از ازدواج .........بسیار کم هزینه تر از جدایی بعد از ازدواج هست.

پشیمانی!!!کاش زودتر می گفتم ""دوستت دارم""

دارم تصمیم می گیرم... 

چشمانم پر است و لبانم خالی از سکوتی که وجودم را فرا گرفته! 

 

قسم می خورم.نه هرگز.   باور دارم ان خدایی را که من و تو را آفرید تا پا به پای من و در کنار هم... 

 

این سه نقطه ها آزارم می دهد ولی بگذار کاملش کنم ...پا به پای هم و در کنارهم. اما نمی دانستم ریگی بر کفش داری که نمی توانی راه روی!!! 

 

گفتم که دارم تصمیم می گیرم...هیچ می دانی "تصمیم" یعنی چه؟؟؟ 

خوب تمرکز کن و فکر... 

حال فهمیدی؟ 

 

بگذار خودم بگویم .......حالا که از من جدا شده ای و گرمی را احساس نمی کنم.... حالا که دوستانت در گوشت زمزمه می کنند "آتش خانه رقیب گرمتر است">>>پشیمانم<<< 

 

پشیمانم که چرا زودتر از این به تو نگفته بودم::: 

تصمیم یعنی چه؟............یعنی: دوستت دارم 

 

من تصمیم را گرفته ام......  فردا به تو خواهم رسید...امروز کجایی!!!