سلام بر دوستان....
بخصوص افراد در آستانه ازدواج.
امروزه دیگر مانند ۳۰ سال قبل نیست که افراد هدف و انگیزه از ازدواج را در مستقل شدن و فرار از خانه می دیدند...
خوشبختانه یا متاسفانه امروزه در هر خانه ی پدری تمام امکانات و اسایش زندگی موجود است از جمله ""یخجال پر از غذا....کاناپه راحتی...وسایل ارتباطی اماده ....و..."""
دیگر جوان امروزی به فرار از خانه یا مستقل شدن زیاد فکر نمی کند..من هم آسایش خانه پدری را با دردسرها و مشکلات "ازدواج" عوض نمی کنم....
حال می گویید پس چرا اکثر جوانان ازدواج می کنند؟؟؟
مشخص است تنها انگیزه رسیدن به آرامش است و رفع نیاز.
اما جوان امروزی چه ملاکی برای ازدواج دارد ...اصلا ملاک جوان برای انتخاب همسر چیست؟
به تازگی علم مطلبی را به اثبات رسانده است که تقریبا تمام زنان آنرا میدانند: هنگام انتخاب جفت، مردان قبل از هرچیز به دنبال ظاهر زیبا هستند. تصور نمیکنیم که مردان هم از شنیدن اینکه زنان هنگام انتخاب جفت خود بیش از اینها موشکافانه عمل میکنند، تعجب کنند.
به این ترتیب، جذابیت زنان، تاثیرگذارترین عامل انتخاب برای مردان و زنان به شمار میرود!
.بنابراین سوال اصلی این جاست..؟
"اگر مرد یا زنی مجذوب ظاهری شود زیبا و در عین حال آرامش خود را در این کالبد جست و جو نماید آیا واقعا در انتخاب و ملاک خود پیشرو و صادق بوده!!!
عزیزان هر گونه سوال یا مشکل در مورد پرداختهای خود و همچنین در خصوص دسترسی ها دارند میتوانند از طریق فرم ارتباط با ما ؛ یا ایمیل مستقیما" با مدیر همدردی در میان بگذارند.
عشق باید موهبتی باشد آزاد و رها که داده میشود و گرفته میشود اما در این میان، نباید توقع و تقاضایی باشد. در غیرِ اینصورت، با هم خواهید بود اما با فاصلهای کیهانی از یکدیگر زندگی خواهید کرد. بدینسان، دیگر بینِ شما پُلِ تفاهمی ایجاد نخواهد شد زیرا شما حتی فضای ایجادِ پُل را نیز از هم ستاندهاید.
بهتر آن است که عشق، دریایی باشد موّاج و دو ساحلِ وجودِ شما را به هم بپیوندد.
عشق را به پدیدهای ایستا تبدیل نکنید.
عشق را با عادت، دچارِ ملالت نکنید.
اگر عشق و آزادی را با هم داشته باشید،
درسِ مقصود را از کارگاهِ هستی فراگرفتهاید.
مقصود از حضورِ شما در این هستی باشکوه،
آزادانه عشقورزیدن است.
عشق، هرگز تردید نمیکند و حسادت نمیورزد.
عشق، هرگز آزادی معشوق را نمیستاند.
عشق، هرگز خود را تحمیل نمیکند.
عشق، آزادی میبخشد.
زندگی بسیاری از ما در اندوه و هراس میگذرد. بنابراین، میآییم و بیآنکه عشق بورزیم و زندگی کنیم، میمیریم.
بسیاری از آدمها حتی متوجه نمیشوند که به دنیا آمدهاند.
آنان چنان میآیند و میروند که گویی هرگز نیامدهاند
زیرا با عشق بیگانهاند.
بیگانهی با عشق، آشنای خویشتن نیست.
عشق است که آدمی را حقیقتاً به دنیا میآورد.
بدون عشق، زندگی در خوابی سپری میشود که به مرگ میماند.
عشق، طلیعهی بیداریست.
بیدار شویم و ببینیم که هستیم، و چه وزنی دارد بودن!
بیدار شویم و همهی زندگی را به شعر و شور و شعور تبدیل کنیم.
زندگی را زیستنیتر و دوستداشتنیتر کنیم.
زندگی را به رقص آوریم.
زندگی، فرصتی یکّه و مغتنم است.
این فرصت را فقط و فقط صرف حقیقت کنیم،
نه دروغ.
گاهی فراموش میکنیم که برای چه از عدم تا به اقلیم وجود، اینهمه راه آمدهایم.
ما به ضیافتِ هستی دعوت نشدهایم تا جمع کنیم و با خود ببریم.
آمدهایم تا ببخشیم و خود را پیدا کنیم.
آمدهایم تا عشق را، ایمان را، امید را، دوستی را و نان را با دیگران قسمت کنیم.
آمدهایم تا خلأیی را پرکنیم
که فقط و فقط با وجود ما پرمیشود و بس.
آمدهایم،
تا با هستی آگاهِ خویش،
هستی هستها را به ثبوت برسانیم.
اگر عشق نباشد، ما نیز نیستیم و اگر ما نباشیم، چگونه میتوان گفت که اساساً چیزی وجود دارد؟
آمدهایم تا با آمدنمان، بر خوبیها و زیباییهای عالم چیزی اضافه کنیم.
بیحضورِ ما، نمایش باشکوه زندگی، چیزی کم داشت
و آن، تمامی نمایش بود.
آمدهایم تا بازیگر خوب صحنهی زندگی باشیم.
عشق، مجالِ این بازی خوب را فراهم میآورد.
همهی ما گاهی احساس میکنیم که به دام دغدغههای زندگی روزمره افتادهایم. در چنین لحظهای است که راهی به بیرون از این دام جستوجو میکنیم.
آیا راهی به بیرون از اضطرابها، فشارها و ترسهای پیشپاافتادهی زندگی روزمره وجود دارد که مرغِ دل را به آنسو هدایت کنیم؟
بیتردید چنین راهی در وجودِ تکتک ما تعبیه شده است.
اشتیاق پر و بال زدن در هوای آزاد،
اشتیاقیست که هستی بسیط و یگانه در دل ما گذاشته است تا هیچوقت راه خانه را گم نکنیم
و در قفس نیفتیم.
این راه، راه عشق است.
فراموش نکنیم مرغ از آنروز زینتبخش سفرههای ما شد که پرواز را فراموش کرد.
مرغِ دل، در قفس روزمرگیها میمیرد.
دل، پرنده است،
آزادی میخواهد.
دل را رها کنیم
تا عشق بورزد.
زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید..
20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند.
23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:
25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست.
31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
زندگی:
32- کارهای مثبت انجام دهید.
33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37- حتی بهترین هم میآید.
38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید.
39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.
آواز دوباره زندگی
باز گرد دلبندم. باز گرد
بازگرد. چراغ و روشنایی خانه. باز گرد
کاش اشک هایم همان گونه که گونه هایم را می شست
خاطراتم را نیز با خود می برد
افسوس .........
با هر قطره اشک. خاطره ای دیگر ازتو در ذهنم شکل می گیرد
دلبندم بازگرد. چراغ خانه . بازگرد
گل های زندگی مان را ببین
آن ها پشمرد ه اند ولی هنوز:::
نخشکیده اند.......
تا این اتفاق شوم رخ نداده.......باز گرد دلبندم
بازگرد. عطر خوش خانه. بازگرد
هیچ می دانی ان ها چه می کنند و چه می گویند؟
آن ها به در و دیوار خانه تصاویری خیالی از تو آویخته اند
و در تمام روز به این تصاویر خیالی دل خوشند
آن ها به هر سو که می نگرند تنها تو را می بینند
بوی خوش عطر تو تمامی خانه را پر کرده . اما بدون تو:::
آن ها در خیال. بوی تو را استشمام می کنند
بازگرد دلبندم. بازگرد. تا دیر نشده بازگرد تا دیگر بار گل های مان دستان
نوازشگر تو را بر سر خویش حس کنند.
نمی دانی خانه بدون تو چه قدر خالی است
اگر می دانستی لحظه ای درنگ نمی کردی
بازگرد دلبندم. بازگرد ریشه و قلب خانه . بازگرد ...........تا::
تا دوباره همه با هم
آواز بودن را سر دهیم
آواز جاویدان زندگی
آواز با هم بودن
بازگرد دلبندم....بازگرد
خانه تو را صدا می کند
بازگرد تا دوباره با صدای بلند آواز زندگی را سر دهیم.
"""سعید بورنجان شیرازی"""