X
تبلیغات
رایتل

*‌ وبلاگ همدردی - بزرگترین مرکز مشاوره خانواده و ازدواج تحت وب *
تخصصی ترین وبلاگ در زمینه مشاوره خانواده و ازدواج 
قالب وبلاگ
آخرین مطالب


"من قصد ازدواج ندارم می خواهم ادامه تحصیل دهم" این جمله شاید کلیشه ای ترین جمله ای باشد که این روزها در محیط ها دانشجویی معمولا دختران دانشجو در مقابل پیشنهادات احتمالی پسران دانشجو می دهند. این جمله تبدیل به یک جوک و به طنز در محافل دانشجویی و دوستانه شده است. اما در پس پرده این جمله کلیشه ای و تا حدی طنزآلود واقعیتی پنهان شده که باید رمز گشایی شود. اگر برای پسران دانشجو دانشگاه آمدن راهی برای سربازی نرفتن است برای دختران دانشجو دانشگاه آمدن راهی برای نرفتن به خانه شوهر است. ازدواج دانشجویی و جدیدا عشقهای دانشجویی تبدیل به پدیدههایی جدی اجتماعی و فرهنگی شده است که دارای ابعاد مختلفی است. این پدیده باید به صورت موشکافانه مورد بررسی قرار گیرد. دانشگاه همچون هر محیط اجتماعی و فرهنگی دیگر علاوه بر کارکردهای اصلی اش که همانا تولید و بازتولید و تبادل علم و دانش روز است، دارای کارکردهای جانبی دیگری هم می باشد. شاید یافتن همسر مناسب زندگی یکی از کارکردهای جذاب و مورد توجه محیطهای دانشجویی ما باشد که باید سویههای مختلف مثبت و منفی آن را مورد موشکافی قرار دهیم.

● کدام ازدواج موفق است؟

در واقع ازدواج از طریق پیوند عاطفی، روانی و جسمانی بین زن و مرد به عنوان عناصر اصلی تشکیل دهنده نهاد خانواده برقرار می شود و اشتراک منافع، عقاید، سازماندهی، هدفمندی و برنامه ریزی را طلب می کند تا به صورت ازدواجی موفق جلوه گر شود. دانشگاه هم یک محیط به نسبت خوب و سالم برای یافتن و تامین این نیاز طبیعی انسانها است.


ازدواج موفق در فرهنگهای مختلف تعابیر متفاوتی دارد. اما آنچه درتمام نظام های عقیدتی و فرهنگی دنیا به عنوان مهمترین خصیصه ازدواج موفق ذکر می شود آن است که پیوند سالم و ازدواج زنده، تداوم در تفکر طرفین را به همراه خواهد داشت. بدان صورت که با توجه به خواستهها، انتظارات و نیازهای خود و درنظر گرفتن هنجارهای جامعه به آنچه معقول و منطقی است دست یابند.

آنچه که برای یک ازدواج زنده، حیاتی تلقی می شود، طرز فکر یکسان و دیدگاه مشترک بین افراد است. طرز فکر هریک از ما با توجه به سن، نوع فرهنگ وسطح تحصیلات رسمی یا غیر رسمی مان شکل می گیرد. مشابه بودن سطح تحصیلات دردانشجویان به علت نزدیک بودن میزان بهره هوشی و شیوه نگرش آنها به محیط پیرامون، به شیوه ای معمولی یا انتزاعی می تواند به موفقیت یک ازدواج کمک می کند. در واقع یکی از عوامل منفی در ازدواجهای غیردانشجویی فاصله سطح تحصیلات زوجین است که موجب بروز اختلاف در سبک زندگی شان می شود که معمولا زوجهای دانشجو این مشکل را کمتر دارند. اما در کنار آن چون در کشور ما تجانس فرهنگی بسیار کم دیده می شود مشکل دیگری به نام عدم تجانس فرهنگی در میان برخی از زوجهای دانشجو که معمولا از شهرها و قومیتهای مختلف در دانشگاههای بزرگ مرکز تحصیل می کنند دیده می شود. زیرا علیرغم فرهنگ اصلی و کلیت یافته ایرانی، خرده فرهنگ های فراوانی را در شهرها، مناطق، روستاها و محلات متفاوت مشاهده می کنیم که با وجود تداخل فرهنگ ها و گستردگی ارتباطات، هنوز به قوت خود باقی است. به عنوان مثال قوم کرد در منطقه غربی کشور تجمع یافته و قوم ترک در شمال و شمال غرب کشور; اما علیرغم همسایگی مکانی و نزدیکی جغرافیایی، از لحاظ رسوم، عقاید و سنتها و طرز تلقی مفاهیم متعدد مثل خانواده، خواستگاری، مراسم عروسی و عزا، خوب و بد و... با هم بسیار متفاوت به نظر می رسند. به احتمال قوی ازدواج بین یک دانشجوی کرد با یک دانشجوی ترک با توجه به این عوامل دارای مشکلات خاص خود است.


● گوناگونی فرهنگی دانشجویان

دانشجویانی که با فرهنگهای متفاوت و تجارب گوناگون تصمیم به ازدواج می گیرند باید به طور جدی متوجه پیشینه خانوادگی و فرهنگی مختلف و احتمالا متناقض با شرایط طرف مقابل خود باشند. این بهترین راه برا ی پیشگیری از وضعیتی است که زوج جوان با مراجعه به مراکز مشاوره اظهارمی دارند: همسرم مرا درک نمی کند! گاهی برخی جوانان در ابتدا متوجه تفاوت های خود به لحاظ خانوادگی، شخصیتی، عقیدتی و... با مورد انتخاب شده خود هستند اما به دلیل علاقه کورکورانه، که فقط از روی احساس بدون پایه عقلی و منطقی ایجاد شده، با ساده اندیشی گمان می کنند می توانند تفاوتها را در سایه "عشق" تنها به اشتراک تبدیل کنند. علاقه و محبت برای تداوم یک زندگی مشترک عامل اصلی و پایه اساسی تلقی می شود اما منطقی تر آن است که عشق را مکمل ازدواج بدانیم نه عامل آن. احساسات شدید و عواطف رقیق جوان، گاه او را به سمتی می خواند که تنها ملاک انتخاب خود را در چند برخورد کلاسی و دانشگاهی و علاقه ای که در اثر همجواری ایجاد شده خلاصه می کند. حال آن که عادات دیداری، با عشق تفاوت های اساسی و اصولی دارد. آن هم عشقی که لازمه یک زندگی موفق زناشویی است.

دانشجویان عزیز مثلا عاشق! توجه کنید باید به این سوال واقعی تر جواب دهید! تصور می کنید تا چه حد می توانید از خصوصیات اخلاقی، خانوادگی، فرهنگی و رفتاری همکلاسی یا هم دانشگاهی خود اطلاع حاصل کنید؟ با توجه به این که انسان ها موجودات پیچیده ای هستند و توانایی تظاهر و نقش بازی کردن را نیز دارند. شاید به سبب همین توانایی، اغلب اوقات رفتار انسان غیرقابل پیش بینی است و به طور طبیعی هر یک از ما در جمع سعی می کنیم خصوصیات منفی خود را پنهان کرده، چهره ای منطقی، آرام و دوست داشتنی از شخصیت خود به نمایش بگذاریم . آیا چند برخورد و یا رد و بدل کردن چند کتاب و جزوه و نهایتا تحقیقی مشترک (که به شدت بعید می نماید) امکان شناخت زوایای تاریک شخصیتی و رفتاری طرف مقابل را به شما خواهد داد؟ می دانید که بسیاری از اوقات ریشه رفتارهایمان حتی برای خود ما روشن نیست. این همان چیزی است که در اصطلاح به بخش ناخودآگاه و خاطرات سرکوب شده ما مرتبط می شود.

● شکم گرسنه عاشقی نمی شناسد





از قدیم گفته اند که شکم گرسنه عاشقی نمی شناسد; اما گویا دانشجویان عزیز از این امر مستثنا هستند. دانشجویانی که حتی گاهی برای تامین شام شبشان محتاج هستند به راحتی عاشق می شوند. اکثر دانشجویان از استقلال مالی برخوردار نبوده و به جهت طولانی شدن مدت تحصیل، میزان وابستگی مالی واستفاده ازامکانات خانواده تا سنین بالا ادامه یافته و نسبت به قبل طولانی شده است. در حالی که در گذشته فرزندان به سرعت وارد بازار کار شده ودرآمد مستقل مالی کسب می کردند. گرچه کار و تحصیل منافاتی باهم ندارند اما با شرایط زندگی امروزه، اجبارا تحصیل علم بدون کار یا شغل مناسب برگزیده می شود. حتی پس از اتمام تحصیل نیز ضمانتی مبنی بر دستیابی به یک شغل مناسب وهمسو با تحصیلات وجود ندارد. لازم نیست شروع یک زندگی همراه با رفاه باشد اما حداقل برخورداری ازتامین مالی و نداشتن دغدغه ونگرانی برای امرار معاش در حد متعادل، شرط لازم تلقی می شود.

با توجه به تمام این موارد توصیه اکید دوستانه می کنم که به همان جمله کلیشه ای تان پناه ببرید و فعلا قصد ازدواج نداشته باشید.تا اطلاع ثانوی ادامه تحصیل بدهید. چون قطعا دانشگاه از سرباز خانه و خانه شوهر جای بهتر و راحت تری است. مطمئن باشید اولین کسی که در دانشگاه دیده ای و خیال کرده اید دوستش دارید و عاشق اش هستید قطعا آخرین نفر نخواهد بود. این چند سال زندگی دانشجویی آن چنان بالا و پائین دارد که به این راحتیها قابل پیش بینی نیست. اما یک عمر زندگی کردن با یک نفر که قرار است همسر و همدم شما باشد باید امری پیش بینی پذیر باشد. در واقع عاشق شدن عین مشروط شدن در دانشگاه است. چیزی در حد سر آدم به سنگ خوردن. پس بهتر است برای این که در یک عمر زندگی مشروط نشوید یعنی سرتان به سنگ نخورد، به صورت "مشروط" عاشق شوید.







_______________
نویسنده : فواد شمس
روزنامه مردم سالاری

[ شنبه 21 آبان‌ماه سال 1390 ] [ 23:28 ] [ keyvan firozei ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
حدیث
حدیث موضوعی
پخش زنده
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 170374

ذکر ایام هفته